سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

176

تاريخ ايران ( فارسى )

به مهمات و منابع و ذخائر اين فاتح خسارت و زيان زيادى وارد كرده باشد ، بعلاوه جته احتياج مبرم بمواظبت و مراقبت داشته و بالنتيجه چهارمين سال شروع اردوكشى تيمور بوده است كه تازه توانست حمله به سيستان به‌برد . از وسط ولايت هرات و سبزوار عبور كرده سوارانش سرتاسر آن نواحى را خراب كردند به « قله زاره » واقع در شمال پايتخت بدون اينكه بعمليات محاصره احتياج افتد رخنه كرده و آن را بيورش و حملهء ناگهانى گرفتند . تيمور لنگ اينوقت شخصا به طرف زرنج كه آنوقت معروف به شهر سيستان بود براى بازديد و تحصيل اطلاعات مقدماتى پيش رفت . ظفرنامه چنين مينويسد « من طرف يك دروازه راندم و وقتىكه نزديك رسيدم بيك پشته كه تغلق خوانده ميشد بالا رفتم تا به قلهء آن رسيده توقف كردم و از روى احتياط دو هزار نفر از مردان مسلح را با ساز و برگ تمام در كمينگاهى جا دادم ، وقتىكه مردم بلد مرا ديدند كه بالاى تپه ايستاده‌ام آنها كسى را كه سروكارشان با او بود شناختند و شاه قطب الدين امير سيستان ، شاه شاهان و تاج الدين سيستانى را كه رئيس تمام سردسته‌ها بودند بحضور ما فرستاد » زاهدان كه اكنون اين خرابه‌ها بدين اسم خوانده ميشوند تت « 1 » از آن نقشه‌اى درست كرده و در اين نقشه او در نزديكى زاويهء جنوبى اين ديوارها تپهء كوچكى را نشان داده و بيشك اين همان تپه‌اى بوده است كه از بالاى آن بطوريكه گفته شد اين فاتح ، شهر را معاينه و بازديد كرده است . در اين اثناء جمع كثيرى از جهال سيستان غافل از قوائى كه در كمينگاه مخفى شده و بدون توجه بسلامتى و ايمنى هيئت اعزامى خودشان « با تير و كمان بر بالاى بارو برآمدند و دست يكديگر گرفته خود را از حصار به زير انداختند » و بطور حمله و هجوم پيش رفتند . اينجا حيلهء هميشگى يعنى بهانه كردن فرار و حملهء ناگهانى ولى بواسطهء سربازان مخفى طبقهء رعايا و دهقانان تربيت نشده و مشق نكرده را با تلفات زياد به طرف حصارهاشان عقب راندند ، اما آنها با كمال رشادت جنگيدند و از دشمن عدهء زيادى را كشته بودند و خصوصا اسبان آنها را با كارد و چاقو هلاك كردند . سيستانىها بعد بدون هيچ خوف و انديشه‌اى

--> ( 1 ) - Tate « سيستان » قسمت اول تا سوم صفحهء 55 اين كتاب سودمند تاليف ج . پ . تت رئيس ادارهء نقشه بردارى حكومت هند مىباشد . ( مؤلف )